از آستانه ی پنجره
در شبی شفاف
به تو چشم دوختم
و ستاره های آویخته بر گیسوانت را تا صبح شمردم
مهتاب از یقه ات سرک می کشید
و رود جاری احساس از چشمت می جوشید

آواز عشق را با لبانت برایم زمزمه کردی
آوازی دور
متعلق به هزاره های پیش
که ورد زبان کولیان آفتاب سوخته ی عاشق بود
برچسب: آواز دورف ها,
نویسنده: کسری کاشانی