بادها زوزه كشان مي وزند
و گلوگاه كوه و
سكوت دامنه دار دشت را
خيس مي كنند
كسي نيست ؟
كه پابه پاي من
قله هاي رنگ پريده را درنوردد
تا گلوي به بغض نشسته كوه را بشكنيم و
سكوت دامنه دار دشت را فرياد كنيم؟
.
.
و طنين صدايم در كوه مي پيچد و مي شنوم :
كسي نيست....كسي نيست...

برچسب:
نویسنده: کسری کاشانی