خرید بک لینک

سخت نیست

 اصلا سخت نیست

 از روی شانه ام تاب بخوری روی دستم

توی چشمهایم زل بزنی و

بگویی حواست هست امروز جمعه است ؟!

 

سخت نیست

بگویم مگر حواس گذاشته ای ؟

 

سخت نیست چنان ببوسمت

که جمعه در تقویم از خجالت سرخ شود گونه اش !

 

سخت نیست ...

جمعه ها صدایت کنم و بگویم من رفتم !

 

بگویی کجا ؟

بگویم قربان عطر تنت 

 

سخت نیست

 من و تـــو این طور جان جمعه را بگیریم ؛

قبل از اینکه بفهمد غصه را چطور توی دلهایمان جا کند !

 سخت نیست

فقط دستت را به من بده

نوشته شده در شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۶ساعت 14:41 توسط مانی|

برچسب: نویسنده: کسری کاشانی تاريخ: جمعه 13 بهمن 1396 ساعت: 7:53

صفحه بندی