
اگر فکر می کنی بعضی چیزها را برای تو نوشته ام اشتباه می کنی من ... همیشه همه چیز را برای تو نوشته ام....
ادامه مطلب
اي عندليب باغ عشق بيا و در اين انزوا با من به سخن بنشين با آواي دلنشينت نوازش كن قلب پر دلهره و اندوه مرا بگذار شيريني كلامت در هم شكند قفل بسته ي لبانم را تا با تو به پرواز در آيم لحظه اي با من باش در آغوشم گير تا جان بگيرد تن به خواب رفته ام و سو بگيرد چشمان باراني ام كه هزاران سال است در امتداد نگاه تو به انتظار نشسته است ...
ادامه مطلب
يك روز در امتداد ساحل دلتنگي سوار بر قايقي خواهم شد از جنس رويا من مسافر درياي انكار در هواي مسموم بغض تا بيكران حزين راهي خواهم شد براي تهي شدن از تمام واژه هايي كه شنا كرده اند نامت را در امتداد آبراهه هاي خيال و نقش خواهم كرد بر موج موج تن عريان دريا آخرين شعرم را و مي دانم غرق خواهم شد در حجم انبوه نبودنت و ماهي ها ميهمان ساحل عشق خواهند كرد... آنروز كه نفس هايت بوي رفتن داد ...
ادامه مطلب